برای درک طالبان امروز، لازم است به شخصیت و میراث ملا عمر بازگردیم. چهار سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، حکومت این گروه در افغانستان درباره زندگی و دستاوردهای او سکوت قابل توجهی داشته است. این سکوت اهمیت ویژهای در سیاست افغانستان دارد؛ چرا که ملا عمر یک جنگسالار معمولی نبود. او رهبر بود؛ گاهی در تصمیمگیریها محتاط و سنجیده عمل میکرد و همزمان تأثیرگذار بود و بر تحریک طالبان و دیگر رهبران افغانستان سایه انداخته است.
در سالهای نخست تهاجم نیروهای خارجی، نقش شخصیت ملا عمر در طالبان
اغلب دستکم گرفته میشد. اما در سالهای پایانی رهبریاش، او به نوعی هاله رهبر
الهی برای بخشهایی از ملت افغانستان دست یافته بود. ویژگی محوری او سرسختی بیامان
بود؛ سرسختیای که حتی منتقدانش نیز به شدت و قوت اعتقادات او اعتراف داشتند. این
سرسختی در رویدادهایی که منجر به تهاجم نیروهای خارجی پس از یازدهم سپتامبر شد، به
وضوح نمایان گردید.
مطالعات و پژوهشهای مختلف، از جمله کتاب «دشمن نادیده» نوشته بته دام
و تحقیقات سید ابرار حسین، نشان میدهد که ملا عمر حتی در مواجهه با فشارهای خارجی،
از جمله درخواستهای پاکستان و عربستان برای تحویل اسامه بن لادن کوتاه نیامد. این
غیرقابل انعطاف بودن و بیاعتمادی او به فشارهای خارجی، فرهنگ رهبری و ساختار تحریک
طالبان را شکل داد.
انتقال رهبری از ملا عمر به ملا عبدالغنی برادر اهمیت ویژهای دارد.
بر اساس کتاب بته دام، این انتقال در زیرزمین اقامتگاه ملا عمر در قندهار انجام شد
و تنها ملا برادر اجازه داشت سلاح خود را همراه بیاورد؛ نشانهای از اعتماد عمیق و
همسویی فکری و ایدئولوژیک. ملا برادر نه تنها معاون وفادار، بلکه ادامهدهنده
سرسختی و قاطعیت رهبری ملا عمر است.
شباهت رفتار ملا برادر با سرسختی ملا عمر در مواجهه با اسامه بن لادن،
در سیاست فعلی طالبان نسبت به تحریک طالبان پاکستان نیز دیده میشود. او یکی از
مدافعان برجسته سیاستی است که نسبت به نگرانیهای پاکستان درباره فعالیت گروههای
مسلح در خاک افغانستان بیاعتناست. نمونه آن، کنارهگیری برادر از ملاقات با اسحق
دار، معاون نخستوزیر پاکستان، در ماه حمل سال گذشته بود. او با وجود تأیید قبلی،
جلسه را ترک کرد؛ اقدامی که از دید ناظران تحقیر دیپلماتیک تلقی شد.
رویکرد برادر نسبت به پاکستان تنها ایدئولوژیک نیست؛ تجربه طولانی
زندان در پاکستان و مشکلات سلامتی او در این دوران، بخشی از دلایل تاریخی این
سرسختی را شکل داده است. در سلسله مراتب داخلی طالبان، برادر در کنار افرادی مانند
ملا ذاکر، مولوی تاجمیر، عبدالحکیم حقانی و هبتالله آخندزاده، از تأثیرگذارترین
چهرههای سختگیر تحریک طالبان به شمار میرود.
بسیاری از اقدامات طالبان در مواجهه با پاکستان، از جمله بسته شدن
گذرگاههای مرزی و محدودیت واردات دارو از پاکستان، مستقیماً به سیاست و سرسختی
ملا برادر نسبت داده میشود. پیشنهاد ساخت دیوار سیمتی در مرز تورخم نمونهای از سیاست
«چشم در برابر چشم» است که نشان میدهد سرسختی او تنها شعار نیست، بلکه راهنمای
عملی تصمیمات حکومت طالبان است.
پس از تصرف کابل در سنبله ۱۴۰۰ (آگست ۲۰۲۱)، امید میرفت طالبان جدید،
آشنا با رسانه و دیپلماسی، رویکردی واقعبینانهتر در سیاست منطقهای اتخاذ کنند.
اما چهار سال بعد، مواضع سختگیرانه و بیتوجهی به نگرانیهای پاکستان درباره تحریک
طالبان پاکستان همچنان ادامه دارد. شخصیت و میراث ملا عبدالغنی برادر ابزار مهمی
برای فهم این سیاست است: ترکیبی از ایدئولوژی، سرسختی و تجربه تاریخی که رفتار
حکومت طالبان را شکل میدهد.
در نهایت، برای درک ادامه سیاستها و ایستادگی طالبان در برابر فشارهای منطقهای، میتوان گفت: میراث ملا عمر همچنان زنده است و در ملا عبدالغنی برادر تجلی یافته است: «عمر مرده است – زنده باد برادر.»
جیل آندریوس تحلیلگر و مفسر با تجربه در امور جنوب آسیا و خاورمیانه است. دیدگاههای مطرحشده در این مقاله صرفاً متعلق به نویسنده بوده و لزوماً بازتابدهنده موضع تحریریه کابل تریبیون نیست.